محمدطاهامحمدطاها، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 7 روز سن داره

طاها عسلی

عسل مامان قربونت برم

فهرست اولین کارهای عسل مامان همراه عکسها در ادامه مطلب: البته این عکس مربوط به یک هفته قبل از تولد یکسالگی گل پسرمه                   آقا طاها 25 خرداد 90 اولین باری بود که سعی کرد قلت بزنه               15 تیرماه موفق شد به طور کامل روی شکم بخوابه و گردنش رو بالا بگیره                 10 مهر شروع کردم کم کم برای نشستن بهش کمک کردم                       20 آبان خودت سعی کردی بشینی   ...
27 فروردين 1391

هیچ وقت نگفتم پس کی ..........

این مطلب که امروز می نویسم مربوط به چند ماه گذشته پسرم است و می خوام خودش هم این رو بدونه که مامانش هیچ موقع اجبار نمی کنه عسل مامان اولین دندونش رو 9 ماهگی بعد از اینکه از آبادان برگشتیم در آورد خیلی ها می گفتند وای چقدر تنبله چقدر دیر ولی من اصلاً نگران نشدم من و احسان عقیده داریم بدن بچه هر موقع آمادگی پیدا کرد فرآیندهاش انجام میشه و تا این تاریخ طاها 5 تا دندون داره و یکی در حال در آمدن و دو تا هم تاول ردیف بالا داره
26 فروردين 1391

آغاز و تولد

می دونم خیلی دیر شده و باید زود تر از اینها این خاطرات رو واسه محمد طاها یادداشت می کردم ولی گرفتاری اجازه نداد اما ایرادی نداره مهم اینه که ثبت بشه . در تاریخ 89/5/10  در حالی که داشتم از استرس دیوانه می شدم و از اینکه خیلی هیجان زده بودم و دلم می خواست حتماً جواب مثبت باشه رفتم مطب خان دکتر باوریان البته بهتره بگم بعد از خدا فرشته نجات من و محمد طاها . اون شب خیلی مطب شلوغ بود من هم از سر کار اومده بودم چند روز قبل هم مسافرت بودیم خلاصه خسته و کلافه و منتظر یک خانم توی مطب از من پرسید اینقدر نگرانی دلت بچه نمی خواد گفتم چرا دوست دارم مثبت باشه گفت مگه خیلی وقته منتظری یا مشکلی داشتی گفتم هیچ کدوم از اینها که می گی نیست فقط می خوام...
20 فروردين 1391

سفر کیش

آخرای سال ٨٩ رفتیم کیش با مامان و بابا و دایی اسی و عمو یاشار و خاله نسترن و عمو شهرام و خاله آرزو ( عاشق همشونم ) خونه عمو مهران و خاله ندا و مها جون . جاتون خالی خیلی خوش گذشت . دریا رفتیم ، شهر زیراب رفتیم ، بازار رفتیم ، پارک دلفینها و سیرک و خیلی جاهای دیگه . منم پسر خوبی بودم و گذاشتم همه حسابی استراحت کنن . شبها زود میخوابیدم ( ٣ و ٤ صبح ) کلیم عکس و فیلم گرفتیم . چنتاشو میذارم اینجا بقیشونم میذارم اونجا ( عکسهای من ) . بقیه در ادامه مطالب و عکسهای من ...
3 فروردين 1391

امسال من و مامانی و بابایی محرم اومدیم آبادان ( شهر مامانی )

من و خانواده محرم سال ٩٠ ( اولین محرم من ) اومدیم آبادان . بابا میگه اینجا محرماش یه حال دیگه ایی داره . من که نمیدونم راستی کلی عکس گرفتم , خیلی جاها هم رفتم . ...
1 فروردين 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به طاها عسلی می باشد